تبلیغات
همنفس عشق

 

روز های دیدار همیشه بارانی است . مثل همیشه فراموش می كنیم چتری به همراه بیاوریم و رویاهایمان تازه می شوند امروز کسی باش که واقعا آرزو داری...مهربان و با گذشت...ساده و شفاف...پاک و خالص...به لحظات زندگی چنان ارزش بده که آرزو داری....درک کن که با خودخواهی.. درد جسمانی و رنج روانی را برای خود تدارک می بینی ....از خواسته نفس رها شو...و در وجود خویش به جای رنج دادن و ناسپاسی به دنبال شوق و امید باش.......فقط یک از همه کس

 

در میان آشنائی ستارگان به دنبال مهربانی های تو می گردم و آرام آرام اشک می ریزم فقط درزیر نور ماه می شود در خلوت خود گریه کرد کاش می توانستم فریاد زنم و تو را فرا خوانم تو را که قلبت زخمی تر از بالهای پرستو های مهاجر است. کاش می توانستم که بگویم آرزوهایم مانند آرزوهایت مهربان و صمیمی است.

پایانِ روز است؛ یک روز زودگذر. خسته‌ام. شانه‌هام دست‌های تو را کم دارد و دست‌هام گیسوانت را . سال‌هاست لب‌هایم از گونه‌هایت دور است؛ چشم‌هایم آینه‌هایی تهی شده‌ و صدای تو در کوچه پس کوچه‌های گوشم گم و گور است. نشسته‌ام و صدای موسیقی را بلند کرده‌ام. هر ترانه مرا به تو می‌بَرد. هر عاشقانه چاقویی است بر روی گوشتِ خاطره‌ات؛ می‌بُرد تا استخوانم. 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه 17 آذر 1385ساعت 12:12 ب.ظ توسط حامد نظر ها ()