تبلیغات
همنفس عشق

میگن عشق فقط تو کتاب ها و قصه هاست..یه نگاهی به خودم کردم..من نه شعرم نه قصه... 

 وقتی بهت گفتم که دوست دارم..خندیدی و مسخرم کردی..منم همه چیز رو فراموش کردم..امروز که تو از عشقت به من میگویی ..من به تمام مردم شهر خواهم گفت که برایت قهقهه سر دهند...

 وقتی که اومدی فکر کردم به خاطر من اومدی..از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم..ولی وقتی فهمیدم چون کسی رو نداشتی به من پناه آوردی از ناراحتی گوشه گیرو تنها شدم.....دوباره رفتی و تنهاتر شدم..وقتی برگشتی فهمیدم هنوز هم به جز من کسی رو نداری و حالا از شادی و هیجان فریاد میزنم: ( آهای غریبه تنها این تو هستی که منو میخواهی...)

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه 29 آبان 1385ساعت 04:11 ق.ظ توسط حامد نظر ها ()