تبلیغات
همنفس عشق

در دو روز عمر کوته سخت جانی کرده ام

با همه نامهربانان مهربانی کرده ام

 هم دلی هم آشنایی کرده ام

 بعد از این بر چرخ بازیگر امیدم نیست نیست

آن سرانجامی که بخشاید نویدم نیست نیست

هدیه از ایام جز موی سپیدم نیست نیست

 من نه هرگز شکوه ای از روزگاران کرده ام

 نه شکایت از دورنگی های یاران کرده ام

مهر غصه بر لبانم می فشارد استخوانم

 مهربانی کیمیاشد...مردمی دیریست مرده

 سرفرازی را چه داند...سر به زیری سر سپرده

 می روم دلمردگی ها را ز سر بیرون کنم

 گر فلک با من نسازد چرخ را وارون کنم

بر کلام نا هماهنگ جدایی خط کشم

بر سرود آفرینش نغمه ای موزون کنم


ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه 19 آبان 1385ساعت 06:11 ق.ظ توسط حامد نظر ها ()