تبلیغات
همنفس عشق

من به آواز نوازشگر دستان تو معتاد شدم


و به چشمان صمیمانه ی تو

به سكوتی یكرنگ

و هجاهای میان دل من با دل دیوانه ی تو !

- من بی عاطفه , بی تاب شدم ! –

من چه می دانستم . . . ؟ كه كسی می رسد از راه و مرا مثل غزل می خواند !

من همانند غزل های پر از واژه ی " دل "

- ناب شدم –

شبی از روزنه ی چشم تو دیدم شب را . . .

روز بود " عالم" و من عاشق " مهتاب" شدم !

من به آواز نوازشگر دستان تو معتاد شدم

و دوچشمان تو آن صاف ترین آینه ها

و سكوت تو جواب همه ی فاصله ها . . .


من نگاهم تنها . . .

به غزلخانه ی چشمان تو آمد چشمم . . .

- من بی عاطفه , بی تاب شدم


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه 18 مهر 1385ساعت 05:10 ق.ظ توسط حامد نظر ها ()